کاکایی: ترکیه به دنبال گسترش دامنه نفوذ در سوریه است

محمد اکبری: ترکیه بازی جدیدی را در شمال سوریه آغاز کرده است که در حال حاضر چشم انداز روشنی برای آن وجود ندارد. اردوغان مبارزه با تروریسم و گروه پ. ک. ک و همچنین داعش را بهانه حضور ترکیه در عفرین اعلام کرده است؛ اما چه کسی نمی داند که همه موضوع پ. ک .ک نیست و او در پس عملیات شاخه زیتون اهداف بلندمدتی را دنبال می کند که با حوزه نفوذ ترکیه ارتباط دارد. در این روند اما عکس العمل در خوری از دیگر بازیگران مشاهده نشده است و ترکیه توانسته کار خود را پیش ببرد. اینکه نگرانی ها واقعی ترکیه چیست و چه چشم اندازی برای این روند وجود دارد پرسش‌هایی است که با سیامک کاکایی پژوهشگر مسائل ترکیه در میان گذاشته‌ایم. مشروح این گفت و گو را در زیر بخوانید:

ارزیابی تان از اقدام ترکیه در عفرین پس از گذشت بیش از یک هفته در شمال سوریه چگونه است؟ به نظرتان نگرانی های ترکیه به شکل واقعی چه ها هستند؟

آقای احمد داووداغلو که از او به‌عنوان یک تئوریسین سیاست خارجی نام برده می‌شود، چند سال پیش از این و حتی قبل از این‌که وزیر خارجه ترکیه شود، کتابی به‌نام «عمق راهبردی» تالیف کرده بود که به موقعیت منطقه‌ای و جهانی ترکیه برمی‌گشت. در آن‌جا یکی از مفاهیمی که به کار می‌برد و بسیار کاربرد دارد، توجه به مباحث جغرافیایی و روند تاریخی است که در بحث جغرافیا یکسری نکاتی را به‌عنوان تبیین مفاهیمی مانند محیط مرکزی، منطقه تاثیر متقابل یا منطقه کمربند مورد تاکید قرار می‌دهد و آن را از منظر راهبردی به تحلیل می‌نشیند.

او می‌خواهد از دل آن تئوری، این نکات را استخراج کند که کشورها در حیطه سیاست خارجی خود یا در محیط بیرونی، فراخور محیط پیرامون و مناطق همجوار تصمیم گیری می‌کنند، این‌ها مناطق حوزه نفوذ نام برده می‌شود. او معتقد است که کشورها تلاش می‌کنند در آن‌جا حسب نگرانی‌هایی که دارند، تعریفی از نفوذ خودشان یا بازتعریفی از نفوذ داشته باشند.

اگر از این منظر مفهومی به تحلیل اقدام ترکیه در انجام عملیات نظامی در مرز با سوریه در منطقه عفرین بپردازیم، مشخص است که در سال‌های اخیر ترکیه که دغدغه جدی در سیاست خارجی‌اش منوط به سوریه بوده و بازخورد و شرایط متعددی را برای ترکیه هم ایجاد کرده، در مقاطعی، سیاست خارجی این کشور را هم تحت‌الشعاع خود قرار داده است؛

توجه داشته باشیم که در دست‌کم یک سال گذشته روند تحولات منجر به تقویت جایگاه دولت سوریه شده و در عمده مناطق حاکمیت دولت برقرار شده؛ از سویی به نظر می رسد شرایط سوریه، سمت و سوی جدیدی پیدا کرده و این نشان می‌دهد که تحولات این کشور ممکن است به نتایج جدیدی برسد و در این میان نقش و جایگاه بازیگران بیرونی، یعنی بازیگران منطقه‌ای و بازیگران بین‌المللی که در بحران دخیل بودند تغییر کند.

وانگهی از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، سیاست آمریکا در ارتباط با سوریه، با تغییرات دیگری روبرو بود یا این‌که حضور جدی‌تری پیدا کرد. آمریکا در عرصه مسائل سوریه و حمایتی که از کردهای سوریه انجام داد یا آن‌ها را تجهیز کرد، این روند به چالشی در گفتگوهای آمریکا و ترکیه تبدیل شد و بارها ترکیه یا مقام‌های ترکیه از آمریکا درخواست کردند که در مسئله تجهیز کردهای سوریه تجدیدنظر کند، ولی این کار هم نشد. بنابراین از منظر دولتمردان ترکیه، رویکرد آمریکا در سوریه ممکن است منجر به ایجاد چالش جدیدی برای ترکیه شود. و به عبارت دیگر در هفته‌های گذشته موضوعی مطرح شد که آمریکا قصد دارد که یک نیروی شبه‌نظامی در سوریه تشکیل دهد و بخش قالب هم کردهای طرفدار آمریکا باشند یا طیف دیگری از کردها.

این موضوع در این روند تاثیرگذار بود؟

این موضوع یک دستمایه‌ای شد برای این‌که ترکیه یا آنکارا، موضوع سوریه و منطقه عفرین را به‌طور جدی‌تری در مرکز توجه سیاستی خود برای انجام تحرکات جدید نظامی در کانون توجه قرار دهد و به همین دلیل است که در چند روز گذشته، دستکم در یک هفته اخیر مسائل عفرین، یکی از مسائل مهم منطقه‌ای بوده که به نظر می رسد با توجه به نقش دیگر بازیگران و نوع کنش و واکنش‌هایی که در ارتباط با تحولات وجود دارد، این احتمال می‌رود که این رویداد یا این حوادث اخیر در آینده تحولات سوریه تاثیرگذار شود. در این بین مسئله سیاست‌های آمریکا یا روسیه و بازیگران دیگر در ارتباط با این موضوع، مورد توجه و رصد یکدیگر قرار گرفته است.

به نظرتان چراغ سبز امریکا و روسیه برای ترکیه وجود داشته است یا این دو بازگیر هم این روند را به نفع خود می بینند؟

به نظر می‌رسد آن‌چه که در عرصه رسانه‌ای یا تبلیغاتی به چشم می‌خورد، این است که نوعی مماشات یا نوعی چشم‌پوشی در سیاست‌های آمریکا و روسیه در ارتباط با مسئله عملیات ترکیه در سوریه وجود دارد که این ایجاد سوال و پرسش کرده که آیا یک نوع هماهنگی در سه ضلع بازیگر بیرونی؛ یعنی آمریکا، روسیه، ترکیه در ارتباط با سوریه پدیدار شده یا آن‌که آن بازیگران فعلا روند تحولات را رصد می‌کنند و شاید هم یک سیاست انتظاری را در پیش گرفتند که متناسب با آن، به اتخاذ طرح جدید با سوریه اقدام کنند. این‌ها احتمالات و پرسش‌هایی است که در ارتباط با تحولات روزهای اخیر در عفرین سوریه وجود دارد و نگاه تحلیلگران را به خودش معطوف داشته است.

به نظرتان این روند ملزومات دوران پساداعش در سوریه است و بازیگران منطقه ای و بین المللی اعم از آمریکا، روسیه، ترکیه و ایران در این فضای جدید بدشان نمی‌آید که گروه کردی در سوریه تضعیف شود؟ با رفع مشکل داعش، دیگر لزومی برای قوت گرفتن کردهای سوریه بیش از این نیست؟

کردها در سوریه از نگاه تحلیل جامعه‌شناختی و سیاسی با کردهای عراق و ترکیه متفاوت هستند؛ به دلیل این‌که آن‌ها در دوران‌های گذشته هیچ‌گاه به‌طور جدی در عرصه سیاسی حضور و ظهور نداشتند و بنابراین در سال‌های اخیر در پی تحولاتی که در سوریه پیش آمد، به تدریج آن‌ها به‌عنوان یک بازیگر فعال در داخل سوریه مطرح شدند. اما این‌که آیا در شرایط پساداعش این یک سیاست جمعی در عرصه بین‌المللی نسبت به مسئله کردهای سوریه باشد، باید با تأمل و تردید به آن نگاه کرد. به دلیل این‌که آمریکایی‌ها درصدد هستند که دامنه نفوذ و تاثیرگذاری‌شان را در عرصه تحولات بعدی سوریه بیشتر کنند. روسیه به‌عنوان بازیگر دیگر تلاش می‌کند که بتواند بر عناصر مهم تاثیرگذار در صحنه سوریه بیشتر نقش داشته باشد و وقتی که به موضع آمریکا و روسیه به مسئله کردی می نگریم، در واقع یک وجه میانی بایستی مورد توجه قرار داد.

یعنی دو کشور متناسب با نوع شرایط ممکن است به بازیگران داخلی وزن دهند و برای خود سوریه هم شاید این نکته بدون تاثیر نباشد که بازتعریفی از روابط دولت سوریه با مسئله کردها ایجاد شده و منجر به تقویت آنها شده است. اما در مقابل به نظر می‌رسد که نگاه آمریکا متفاوت‌تر است و آمریکایی‌ها به دنبال این هستند که بتوانند نقش تعیین‌کننده در فرایند بعدی تحولات سوریه داشته باشند. اگر از این منظر به تحلیل بنشینیم، این احتمال وجود دارد که آمریکایی‌ها بتوانند از ابزارهایی چون مسئله کردی یا کردهای سوریه استفاده کنند. در مقابل این‌ها نگاه ترکیه به این موضوع متفاوت از آمریکا و روسیه و بازیگران دیگر است. به دلیل این‌که ترکیه در منطقه همجوار سوریه تحت تاثیر فعل و انفعالات مربوط به تحولات کردی قرار می‌گیرد. لازم است اشاره کنیم به سخنانی که چند سال پیش رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه انجام داد مبنی بر این‌که هرگونه تلاش برای اقلیم‌سازی کردی در سوریه، خط قرمز ترکیه است.

بنابراین ترکیه احساس می‌کند که دغدغه‌های امنیتی و سیاسی‌اش نسبت به برآمدن مطالبه کردی در سوریه جدی‌تر خواهد شد و به همین دلیل است که سیاست‌ها و رویکردهای ترکیه نسبت به این موضوع با آمریکا و روسیه کاملا متفاوت است و به همین خاطر احتمال استمرار سیاست تقابلی ترکیه نسبت به هرگونه دگرگونی و هرگونه تغییرات در ارتباط با مسئله کردی در سوریه استمرار پیدا کند؛ اگرچه ممکن است دامنه عملیات نظامی فراگیر نشود، ولیکن حساسیت‌ها نسبت به این موضوع ادامه خواهد داشت و به نظر می‌رسد یک وجه دیگر این سیاست از سوی ترکیه، بهره‌گیری‌های داخلی در کشور هم مدنظر است. به هر حال ایجاد بستر و فضای امنیتی در محیط بیرونی منجر به یک نوع انسجام در درون ترکیه میشود، به‌خصوص این‌که ترکیه در سال آینده در یک وضعیت مهمی قرار دارد. بحث انتخابات ریاست جمهوری و ادامه حضور و نفوذ و نقش حزب عدالت و توسعه در ساختار سیاسی ترکیه بسیار موثر است.

52312

مرد همسرکش: حشیش کشیدم و متوهم شدم، دست به چاقو بردم

 همسایگان که از ساعتی قبل درگیر
ماجرای تهدید و ایجاد رعب و وحشت توسط مرد 27 ساله بودند، با دیدن چاقوی
خون آلود در دست «وحید» (همسایه طبقه اول) بلافاصله با پلیس و اورژانس تماس
گرفتند.

 
دقایقی بعد گشت پلیس به محل حادثه رسید اما با دیدن
وضعیت وحشتناک در محل، تقاضای نیروی کمکی کرد. ماموران انتظامی که مرد
جوان را در حال خودزنی دیدند با کشیدن سلاح و استفاده از اسپری، فرصت
اقدامات خطرناک بعدی را در حالی از وی گرفتند که او همسر 25 ساله اش را به
طرز هولناکی به قتل رسانده بود.

لحظاتی بعد «وحید» به بیمارستان شریعتی
مشهد انتقال یافت و مورد مداوا قرار گرفت.

 با اعلام این
حادثه دلخراش به بازپرس ویژه قتل عمد، عازم بیمارستان شد. بررسی
های مقدماتی بیانگر آن بود که زن 25 ساله با وارد آمدن ضربات متعدد چاقو به
قتل رسیده است.
این در حالی بود که آثار خودزنی و خراشیدگی روی شکم مرد 27 ساله نیز
نمایان بود. تحقیقات مقدماتی مقام قضایی  نشان می داد:
«وحید» در پی بروز اختلافات خانوادگی و با چاقو همسرش را از پشت سر هدف
قرار داده و به طرز وحشتناکی به قتل رسانده است. در همین حال بازپرس ویژه
قتل عمد با صدور دستور انتقال جسد زن 25 ساله به پزشکی قانونی، از
کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی نیز خواست بررسی های خود را
درباره چگونگی وقوع این حادثه ادامه دهند.

 پس از بهبودی نسبی متهم به قتل، وی در حالی که حلقه های قانون بر دستانش
سنگینی می کرد با دستور قاضی میرزایی به محل وقوع جنایت، هدایت شد تا
جزئیات این قتل هولناک را مقابل دوربین قوه قضاییه فاش کند!
متهم این پرونده جنایی با تفهیم مواد قانونی از سوی بازپرس ویژه قتل عمد
که مواظب اظهارات خود باشد و حقیقت ماجرا را بازگو کند، بعد از معرفی کامل
خود گفت: از مدتی قبل دچار بیماری روحی بودم. پزشک معالج به همسرم گفته بود
که باید مرا در بیمارستان روان پزشکی ابن سینای مشهد بستری کند. این در
حالی بود که مدت اجاره واحد آپارتمانی در طبقه اول تمام شده و قرار بود ما
به طبقه همکف نقل مکان کنیم.
در حال جمع آوری اسباب واثاثیه منزل بودیم و همسرم تصمیم داشت صبح روز بعد
مرا به مرکز روان پزشکی معرفی کند. در همین حال من احساس می کردم افرادی
در تعقیب من هستند و می خواهند مرا به بیمارستان ببرند! از سوی دیگر نیز
همسرم برای جمع کردن لوازم منزل کمک نمی کرد به این خاطر با یکدیگر به جر و
بحث پرداختیم! در همین لحظه من دختر هفت ماهه ام را به آغوش گرفتم و با
برداشتن چاقوی بزرگ به در منزل همسایه روبه رویی رفتم و از آن ها خواستم تا
به اورژانس زنگ بزنند و بگویند که حال زنم خوب نیست!! ولی آن ها این کار
را نکردند! در این هنگام به طبقه همکف رفتم و بعد از کشیدن حشیش، دوباره
بازگشتم. دچار توهم شده بودم که همسرم را با چاقو به قتل رساندم!
 
یکی از همسایگان این متهم نیز در مراحل تحقیقات این
پرونده جنایی به قاضی میرزایی گفت: آن ها زوج آرامی بودند و هیچ گونه
مزاحمتی برای همسایگان ایجاد نمی کردند اما آن شب در منزل جشن تولد بر پا
بود بعد از رفتن مهمانان جشن، ناگهان «وحید» با چاقو ما را تهدید کرد که با
اورژانس تماس بگیرید! ما هم ترسیده بودیم! به او گفتم اجازه بده به خانه
شما بیایم تا مشکل را حل کنیم! اما او گفت: موضوع خانوادگی است و به شما
ربطی ندارد!
همسایه متهم به قتل ادامه داد: او با چاقو محکم به در و دیوار می کوبید و
ما سعی داشتیم همسر او را از معرکه خارج کنیم ولی او همسرش را به داخل منزل
کشید! در این هنگام ما با اورژانس و پلیس تماس گرفتیم اما او همسرش را به
شدت با چاقو مجروح کرده بود! وقتی پلیس به محل رسید و اسلحه را به سمت او
نشانه رفت به ناچار چاقویش را انداخت که بعد کارآگاهان آن را ضمیمه پرونده
کردند.

45302

بهزاد نبوی:بعضی جناحها ازتظاهرات مشهد حمایت کردند/حوادث اخیر،اصلاح طلبان درون نظام را شاخص کرد

بخشی از این گفت وگو را می خوانید:

آقای
جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهوری اخیراً  از ضرورت گفت‌و‌گوی ملی صحبت
کردند. پیش از این هم برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب از ضرورت تعامل و
گفت‌و‌گوی ملی صحبت کردند. سؤال این است که فکر می‌کنید جامعه و فعالان سیاسی با توجه به فضای کشور و ناآرامی‌های اخیر به این باور رسیدند که به گفت‌و‌گوی ملی به عنوان یک اصل نگاه کنند؟

بحث
گفت‌و‌گوی ملی مدت‌هاست در فضای سیاسی کشور مطرح شده است. آقای جهانگیری
هم این موضوع را بتازگی و به خوبی مطرح کردند و شاید مناسبت طرح این موضوع
از سوی ایشان وقوع ناآرامی‌های اخیر در کشور بود و به همین دلیل بیشتر مورد
توجه قرار گرفت.

با وقوع ناآرامی‌های اخیر همه متوجه شدند که مسائلی در
درون جناح‌های سیاسی کشور مانند اصلاح‌طلبان و اصولگرایان که به اصل نظام
معتقدند پیش می‌آید، می‌تواند مورد بهره‌برداری و سوء استفاده کسانی قرار
بگیرد که به هیچ حزب و تشکیلات و جناحی پایبندی ندارند. مسأله گفت‌و‌گوی
ملی که درباره آن صحبت می‌کنیم با تعامل تفاوت‌هایی دارد. آشتی ملی در واقع
همان موضوعی است که مدتی قبل در یکی از روزنامه‌ها با عنوان «صلح دوفاکتو»
منتشر شد. معنی صلح دوفاکتو این است که هرشخص، حزب یا جناحی با حفظ مواضع
خود، وقتی پای منافع ملی در میان باشد با جناح مخالف یا متفاوت با خود به
وحدت عمل برسد. البته شاید بتوان اسم بهتری هم برای این مفهوم انتخاب کرد
اما منظور این عنوان، همان آشتی یا گفت‌و‌گوی ملی است. گفت‌و‌گوی ملی وجود
جناح‌های سیاسی و تفکر و سلایق مختلف را انکار نمی‌کند، بلکه مفهوم این است
که همه جناح‌ها و طیف‌های معتقد به اصل نظام و حاکمیت جمهوری اسلامی
بتوانند در مسائلی که به منافع ملی مربوط است به یک عقلانیت مشترک برسند و
حداقل اگر با یکدیگر در این حوزه اختلاف نظر دارند و قرار نیست به یکدیگر
کمک کنند، مانعی در مقابل منافع ملی، وحدت ملی و کیان کشور نباشند.
یکی
از مسائلی که در کشور این روزها مورد بحث است، موضوع مصداق‌های منافع ملی
است. یعنی گاهی موضوعاتی که برای دولت و حامیانش منفعت ملی به حساب می‌آید،
طرف مقابل آن را یک وسیله نفوذ و علیه منفعت ملی می‌داند برجام یکی از این
موارد است.
ببینید، بعضی از جناح‌ها و طیف‌های سیاسی تصور می‌کنند اگر
دولت کنونی در به دست آوردن نتایجی از توافق برجام موفق شود به زیان
آنهاست. به همین دلیل ترجیح می‌دهند که دولت در ماجرای برجام شکست بخورد که
این پیروزی عاید رقیب‌شان نشود.
منظور از این شکست خوردن چیست؟ یعنی توافق لغو شود؟

الزاماً
لغو برجام نیست. برجام به خودی خود نمی‌تواند کاری انجام دهد. برجام شرایط
ماقبل خود را تغییر داد. قبل از برجام روابط اقتصاد خارجی ایران با دنیا
تقریباً تعطیل بود و تنها از طریق کسانی مثل بابک زنجانی می‌توانستیم با
جهان خارج ارتباط برقرار کنیم. برجام این مانع را از بین برداشت و امکان
ارتباط با جهان خارج در زمینه اقتصادی را فراهم کرد. برجام بسترساز بود نه
اینکه خودش معجزه باشد. تصور ما و همه مردم این بود که بعد از امضای برجام
سیل سرمایه خارجی به سوی کشور روانه شود. ما برای تولید اشتغال و گردش چرخ
اقتصاد به وجود سرمایه‌گذار خارجی نیازمندیم. از سویی سرمایه گذاران هم به
دنبال جایی هستند که سرمایه‌گذاری کنند تا سود به‌دست بیاورند. اما
سرمایه‌گذار جایی می‌رود که امنیت اقتصادی داشته باشد. برجام این زمینه را
فراهم کرد، اما متأسفانه برخی از دوستان و جناح‌های سیاسی تصور می‌کنند اگر
مانع این اتفاق شوند و نگذارند این اتفاق بیفتد، روحانی و دولتش شکست
می‌خورد و بعد آن‌ها می‌آیند و می‌توانند مشکل را حل کنند. در حالی که
اشتباه می‌کنند.

مخالفان دولت باید این واقعیت را بدانند که اگر این دولت
معتدل و میانه رو امکان جلب و جذب سرمایه‌گذار را نداشته باشد، قطعاً
دولت‌هایی مثل دولت نهم و دهم به هیچ وجه این توانایی را نخواهند داشت. این
تفکر یک سراب است. حوادث و رویداد‌های اخیر  و ناآرامی‌ها نشان داد که
جامعه، جامعه تحریک پذیری است و عمدتاً مشکلات معیشتی دغدغه مردم است. دولت
در این 4 سالی که از عمرش می‌گذرد کارهای زیادی در بهبود وضعیت اقتصادی
انجام داده است، اما هنوز راه درازی در پیش دارد. این ایده که ما 3 سال
مراودات اقتصادی را با دنیا عقب می‌اندازیم تا دولت در حوزه سرمایه‌گذاری
خارجی موفق نشود باعث شده است که تقریباً در طول 12 سال ما هیچ
سرمایه‌گذاری خارجی قابل ذکری در کشور نداشته باشیم. فکر نکنیم که اگر در
ادامه راه این دولت هم از سرمایه‌گذاری خارجی جلوگیری کردیم اتفاقی
نمی‌افتد. ممکن است اگر باز هم به این روند ادامه دهند مشکلاتی پیش بیاید
که «چو پر شد نشاید گرفتن به پیل».

در این مسائل جناح‌های سیاسی باید دقت
کنند. این موضوع را ما به عنوان گفت‌و‌گوی ملی مد نظر داریم که باید مسائل و
منافع ملی را بشناسیم. در این گفت‌و‌گوهاست که معلوم می‌شود منافع ملی و
وحدت ملی چه تعریف و اهمیتی دارد. گفت‌و‌گوی ملی در نهایت به سود کشور و
ملت است نه یک جناح سیاسی.
آقای مهندس! شما از عدم توافق بر سر منافع
ملی سخن می‌گویید. فکر می‌کنید که در این بحث، تعریف مشخصی از منافع ملی
وجود ندارد که اینگونه بر سر آن اختلاف نظر وجود دارد یا تعریفی مجهول از
این اصل در بین گروه‌ها و جناح‌های سیاسی موجود است که بتوان با گفت‌و‌گو
آن را حل کرد؟

من نمی‌توانم تعریف تخصصی از مفهوم منافع ملی داشته باشم
چون رشته و تخصص من نیست. اما به زبان ساده می‌توان گفت منافع ملی یعنی
منافع کل کشور، ملت و حاکمیت کشور. طبیعی است با توجه به مثالی که زدم اگر
سرمایه خارجی به کشور وارد نشود ما بزودی دچار بحران‌های بزرگ اقتصادی در
کشور خواهیم شد. در این وضعیت وقتی دولت با کسری بودجه روبه‌رو هست و
کمیسیون تلفیق نیز پیشنهادهای دولت را رد نکرده، طبیعی است که بودجه عمرانی
کشور صفر خواهد شد. نمی‌توان هزینه‌های جاری، حقوق کارمندان و یارانه‌ها
را پرداخت نکرد و آنچه که مظلوم واقع می‌شود بودجه عمرانی کشور است.
بنابراین با توجه به وضعیت کشور اگر کسی بخواهد با سرمایه‌گذاری خارجی در
ایران مخالفت کند یعنی به منافع ملی ضربه زده است.

باید واقع بین بود. آقای
جهانگیری اعلام کرده‌اند که برای ایجاد شغل در سال آینده به 65 میلیارد
دلار سرمایه‌گذاری نیاز است. کل در آمد نفت ما 40 میلیارد دلار نیست. چگونه
ما می‌خواهیم از داخل کشور این مبلغی که آقای جهانگیری گفته است را جذب
کنیم؟ صحبت ما از منافع ملی همین است. تعریف کلاسیک لازم نیست بلکه باید
نگاه عملی به منافع ملی داشت. بعد از امضای برجام ده‌ها هیأت بزرگ آسیایی و
اروپایی به ایران سفر کردند. آنها برای کار به ایران آمده بودند. چرا این
رفت و آمد‌ها تعطیل شد؟ حتماً ما کاری کردیم که سرمایه جرأت حضور در ایران
را پیدا نمی‌کند؟ این سؤالات را باید از خودمان بپرسیم. شاید رسماً کسی
اعلام نکند که با سرمایه‌گذاری خارجی مخالفم  چون نمی‌توان این صحبت را
مطرح کرد.  ما زمانی که جوان بودیم فکر می‌کردیم سرمایه‌گذاری خارجی
عامل وابستگی است اما اینگونه نیست. بنابراین با اصل سرمایه‌گذاری خارجی
مخالفت نمی‌شود اما اتفاقی که می‌افتد این است که سرمایه از ایران فرار
می‌کند. البته در این روند همکاری ترامپ هم با برادران خودمان در ایران
مؤثر است. او هم به این فرار سرمایه کمک می‌کند. اما از او توقعی نیست. او
بر اساس منافع امریکا باید به برجام ضربه بزند تا زمینه سرمایه‌گذاری بعد
از برجام در ایران پیدا نشود. اما کسانی که در داخل فرصت سرمایه‌گذاری در
کشور را می‌گیرند به کشور و ملت ضربه می‌زنند.
به موضوع ناآرامی‌ها اشاره کردید، برخی معتقدند شروع این ناآرامی‌ها گامی در راستای پروژه شکست اقتصادی دولت بود؟
ناآرامی‌هایی
که در کشور رخ داد همه هم نظرند که سرآغاز این ناآرامی‌ها از مشهد و چند
شهر دیگر استان خراسان رضوی بود. اطلاع هم داریم که در جریان این ناآرامی
ها برخی از جناح‌های سیاسی تلاش داشتند با نیت قربت‌الی‌الله نقشی در حمایت
از اعتراضات اولیه داشته باشند. اما خیلی زود همان آقایان و جناح سیاسی
متوجه شدند که این ناآرامی‌هامی‌تواند دامن یک کشور و حاکمیت را بگیرد. این
افراد فکر می‌کردند اگر در مشهد چند شعار علیه  روحانی داده شد، روحانی را
وادار می‌کنند که استعفا دهد. اما دیدیم و دیدند که چگونه شعارها و
اعتراضات تغییر ماهیت داد و چه جهتی را پیش گرفت. البته باید از درایت
توده‌های مردم و طبقات متوسطی که باوجود همه مشکلاتی که دارند هوشیارانه
وارد این دام نشدند و با این جریانات همراهی نکردند، تشکر کرد. این  همراهی
نکردن باعث شد که مسأله گسترده نشود. از سویی دیگر دیدیم که چگونه همه
دشمنان مردم ایران هم آمادگی کامل داشتند که از این ناآرامی‌ها بهره‌برداری
کامل به نفع خود بکنند و پیام پیروزی بدهند. بسیاری از رسانه‌های خارجی که
اظهار بی‌طرفی هم می‌کنند در این داستان دستپاچه شدند و ماهیت خودشان را
به همه نشان دادند. اگر ما به منافع ملی بی‌توجه باشیم و به دنبال
گفت‌و‌گوی ملی نباشیم رویدادهایی مانند ناآرامی‌های اخیر محتمل است.
یکی
از نکات قابل توجه در ناآرامی‌های اخیر قرار گرفتن طیف‌های سیاسی در کنار
یکدیگر و همراهی نکردن با جریان ناآرامی‌ها بود. البته از طرفی
اصلاح‌طلبانی که در مورد ناآرامی‌ها موضع مخالف  گرفتند مورد حمله قرار
گرفتند. به نظر شما دلیل این امر چه بود؟

این ناآرامی‌های اخیر یک حسن
اگر داشته باشد این است که صف‌ها را از یکدیگر جدا کرد. من از زندان که
بیرون آمدم مشاهده کردم که خیلی‌ها خود را در صف جنبش سبز یا اصلاح‌طلبان
قرار داده اند؛ اما وقتی با آن‌ها صحبت می‌کردم می‌دیدم که اندیشه هایشان
با اصلاح‌طلبی متفاوت بود. ما می‌گفتیم اصلاح‌طلب کسی است که اصل نظام را
قبول دارد و می‌خواهد وضع موجود را تغییر دهد. اما برخی از این افراد
مرادشان از تغییر وضع موجود نبودن جمهوری اسلامی بود. این یعنی اصل جمهوری
اسلامی را نفی می‌کردند. در این ماجرای اخیر این صف‌ها از هم جدا شد. همه
اصلاح‌طلبانی که از داخلی‌ها و خارجی‌ها فحش خوردند، کسانی بودند که جزو
دسته اول بودند که اصل نظام را قبول دارند واعتراف می‌کنم که من هم جزو
همین افراد هستم. مطلوب ما اصلاح وضع موجود است نه براندازی نظام. من
معتقدم از منافع مهم این رخداد اخیر این است که این صف‌ها از هم جدا شد و
اصلاح‌طلب‌های معتقد به اصل نظام و معتقد به براندازی از هم جدا شدند.
نمی‌گویم باید این افراد را که اصل نظام را قبول ندارند اعدام کرد؛ صحبتم
این است که باید صف این افراد از کسانی که اصل نظام را قبول دارند و به
اصلاح در چارچوب معتقدند جدا کنند.

 

45302

نقش‌آفرینى‌هاى درخشان یک بانوی تمام عیار

آنچه با عنوان جلوه های رفتارشناسی حضرت زهرا(س) بر اساس منابع تاریخ اسلام ارائه می شود، تلاشی در راستای درک بهتر شخصیت عملی آن بانوی بزرگ است . پیش از بیان این رفتارشناسی محتوای مطالب پیشین خبرآنلاین در این موضوع را مرور کرده ایم:

تکریم انسان و کثرت‌گرایی سیاسی در سیره فاطمی/ از نگاه آیت الله جوادی آملی

شناخت مقام فاطمه (س)، ظاهری یا باطنی؟ از نگاه دکتر اعوانی

فاطمه(س) دختری از جنس پدر/ خطبه فدکیه و جنبش فاطمی/ ازنگاه آیت الله باقر صدر

الگوگیری از حضرت زهرا ( س) در رفتار با پدر

حضرت زهرا(س) درسنین شش هفت سالگی ‌قرار داشت که قضیه شعب ابی‌طالب پیش ‌آمد. شعب ابی‌طالب، دوران بسیارسختی در تاریخ صدر اسلام است؛ یعنی دعوت پیامبر اکرم(ص) شروع شده بود، دعوت را علنی کرده بودند، بتدریج ‌مردم مکه – بخصوص جوانان و برده‌ها – به حضرت ‌می‌گرویدند؛ بزرگان طاغوت، مثل ‌ ابولهب، ابوجهل و دیگران ‌دیدند که هیچ چاره‌ای ندارند جز اینکه ‌پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلّم- و پیروان تازه گرویده به آن حضرت را از مدینه اخراج کنند؛ تعداد زیادی از اینها را که ده‌ها خانوار می‌شدند از مکه بیرون کردند. جناب ‌ابی‌طالب در نزدیک مکه ‌و در شکاف کوه، ملکی داشت که از آن به ‌ «شعب ابی‌طالب» یاد می‌شد؛ این بزگوران به مدت سه سال در این ملک ساکن شدند و در این مدت در محاصره و تحریم کامل اقتصادی قرار داشتند. این دوره، یکی از دوران های بسیار سخت و طاقت فرسای پیامبر (ص) بود. در همین اثنا، جناب ابی‌طالب و خدیجه کبری که از پشتیبانان و امید پیامبر(ص) بودند، در ظرف یک هفته از دنیا رفتند. حضرت فاطمه زهرا (س) در این دوره پر مشقت و طاقت فرسا، احساس مسئولیت می‌کند و مثل یک ‌مادر، یک مشاور و یک‌پرستار، تلاش می‌کند تا غبار غم و اندوه و مشکلات را از چهره پدر بزداید. لذا پیامبر گرامی اسلام از ایشان به عنوان «ام‌ابیها» (مادر پدرش) یاد کرده است. آیا این نمی‌تواند برای یک نوجوان و جوان در همه زمان‌ها الگوباشد؟

الگوگیری از حضرت زهرا ( س) در رفتار با همسر

در طول ده سالی که پیامبر – صلی الله علیه و آله وسلّم – در مدینه حضور داشت، حدود نه سالش حضرت ‌زهرا و حضرت امیرالمؤمنین(ع) به عنوان زن و شوهر در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. در این نه ‌سال، حدود شصت جنگ اتفاق‌افتاده که در اغلب آنها امیرالمؤمنین‌ – علیه السّلام- شرکت داشته است. حالا شما ببینید او خانمی‌است که در خانه نشسته و شوهرش ‌مرتب در جبهه است و اگر در جبهه ‌نباشد، جبهه لنگ می‌ماند؛ از لحاظ زندگی هم وضع رو به راهی ندارند؛ انسان چقدر روحیه قوی‌ داشته باشد تا بتواند این ‌شوهر را تجهیز کند؛ دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاری‌های ‌زندگی خالی کند؛ به او دلگرمی بدهد؛ بچه‌ ها را به آن خوبی که ایشان تربیت‌ کرده، تربیت کند. این طور خانه‌ داری و شوهرداری نمی‌ تواند برای یک دختر جوان و یک خانم خانه‌ دار الگو باشد؟

الگوگیری از حضرت زهرا ( س) در رفتار با فرزند

با كمى دقت در برخورد عاطفى و منطقى حضرت زهرا(س) در مى‌يابيم كه آن بانوى بزرگوار، در ساختن روح و شخصيت فرزندان گرامى‌اش از ابزارى بسيار ظريف و دقيق استفاده كرده است، كه بسيارى از آن‌ها در حال حاضر، ميان روان‌شناسان تربيتى مورد بحث و بررسى قرار گرفته و خبرگان اين فن، به نتايج مثبت آن ايمان آورده‌اند. بى‌شك، اين توفيق بى‌نظير در تربيت كودكان، ناشى از معرفت عميق و صحيحى است كه اسلام در مورد انسان، ارائه داده است. بنابراين، اگر بگویيم هر مكتبى به اندازه شناخت درستى كه از انسان دارد، در نظام تربيتى خود، به توفيقاتى دست مى‌يابد، سخن به گزاف نگفته‌ايم. دین آسمانى و الاهى اسلام از كامل‌ترين و واقع بينانه‌ترين شناخت، در مورد انسان برخوردار است، لذا بيشترين توفيق را در مساله تربيت انسان بدست آورده است. روش تربيتى و اخلاقى حضرت فاطمه(س) که برگرفته از دین اسلام است، بهترين شيوه، و تجربه براى ساختن نسلى پاك و سعادتمند است. از اين رو، جا دارد كه پيروان و ارادتمندان مكتب اسلام، با به كار بستن شيوه‌ها و ظرايف تربيتى آن حضرت در رشد و تربيت نسلى پاك، و پيشرو همت نموده، سعادت دنيا و آخرت فرزندان خود را بيمه كنند.

روح انسان به گونه‌اى ساخته شده كه نياز به محبت و عطوفت، يكى از اساسى ترين نيازهاى او محسوب مى‌شود، بدين جهت، كودكان محروم از اين موهبت، دچار كمبودها و مشكلات روانى، و گاه نواقصى جسمى خواهند شد. حضرت فاطمه(س) كه خود از سرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا(ص) سيراب گشته و قلبش كانون محبت به همسر و فرزندان خود بوده، در اين جهت نيز وظيفه مادرى خود را به بهترين شكل انجام داد. حضرت فاطمه(س) فرزندان خود را به بازی و مسابقه تشویق و گاهی با آنان به بازی مشغول می شد و با حرکتها و گفتارهای شیرین مادرانه و بالا و پایین انداختن فرزندان خود آنان را از احساسات پاک مادری سیراب می نمود.
نقل شده است كه حضرت زهرا(س) با فرزندش امام حسن مجتبى(ع) بازى مى‌كرد و او را بالا مى‌انداخت و مى‌فرمود: «پسرم حسن، مانند پدرت باش. ريسمان ظلم را از حق بركن. خداى را بپرست كه صاحب نعمت‌هاى متعدد است، و هيچ‌گاه با صاحبان ظلم و تعدى، دوستى مكن».

الگوگیری از حضرت زهرا ( س) در رفتار با مردم

يكى از نقش‌آفرينى‌هاى درخشان فاطمه بالا بردن فرهنگ جامعه، رشد فكر و انديشه مردم و رفع مشكلات و شبهات آنان است. آن حضرت از مسائل ساده گرفته، تا پيچيده‌ترين مشكلات را پاسخگو بود، و اين ميسّر نبود، مگر با احاطه علمى، قوت فكرى و همت بلند ايشان. اين بانوى بزرگ اسلام، زجر تبليغ و رنج تعليم و تربيت را تحمل نموده، چون مشعلى فروزان در راه هدايت جامعه، نورافشانى كرده و با سوختن خود به دل و جان مردم، گرمى بخشيد و پاسدارى از ارزش‌ها و مفاخر اصيل، مبارزه پيگير با بدعت‌ها، جهل، كجروى‌ها و ركود جامعه را خط مشى خود قرار داد. حضرت فاطمه(س) از كودكى در متن اجتماع به سر برده، و با مردم همدم و همدرد بوده است. اين بانو رابطه‌اى صميمانه و عالمانه با ياران خود داشت.
زنى به خدمت حضرت زهرا(س) رسيد و عرض كرد: مادر پير و ناتوانى دارم كه در نماز بسيار اشتباه مى كند، مرا فرستاده تا از شما بپرسم كه چگونه نماز بخواند. آن حضرت فرمود: هر چه مى‌خواهى بپرس. آن زن سؤالات خود را مطرح كرد، تا به ده سؤال رسيد و حضرت(س) با روى گشاده جواب داد. زن از زيادى پرسش خود، شرمنده شد و گفت: شما را بيش از اين زحمت نمى‌دهم. حضرت فاطمه(س) فرمود: باز هم بپرس. آن گاه براى تقويت روحيه وى چنين فرمود: اگر به كسى كارى واگذار كنند، براى مثال از او بخواهند كه بار سنگينى را به ارتفاع بلندى حمل كند و در برابر اين كار صد هزار دينار به او جايزه بدهند، آيا او با توجه به آن پاداش احساس خستگى مى كند؟ زن جواب داد نه. آن حضرت فرمود: من در مقابل پرسشى كه جواب مى‌گويم از خدا پاداشى به مراتب بيشتر دريافت مى كنم و هرگز ملول و خسته نمى‌شوم. از رسول خدا(ص) شنيدم كه روز قيامت دانشمندان اسلام در برابر خدا حاضر مى‌شوند و به اندازه علم و تلاش و كوششى كه در راه آموزش و هدايت مردم داشته اند، از خداى خود پاداش مى‌گيرند.

نمونه های عملی در رفتارشناسی حضرت فاطمه(س)

صبر و حوصله
در کتاب 75 درس زندگی از سیره عملی حضرت فاطمه زهرا (سلام اللّه علیها) در صفحه 29 آمده است:
فاطمه(س) در یاد دادن مسائل دین به دیگران از حوصله و پشتکار فراوانی برخوردار بود. روزی زنی نزد او آمد و گفت: مادری پیر دارم که در مورد نماز خود اشتباهی کرده و مرا فرستاده تا از شما مسئله‌ای را بپرسم.حضرت زهرا سلام اللّه علیها سؤال او را پاسخ فرمود، زن برای بار دوم وسوم مسئله‌ای پرسید و پاسخ شنید اینکار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار، سؤال وی راپاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی‌اندازم.
فاطمه سلام اللّه علیها فرمود: باز هم بیا و سوال هایت را بپرس ، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی‌شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می‌شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت‌های گرانبها عطا می‌گردد واندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.

خشمگین نشدن در خانه و خانواده
شوهرداری حضرت زهرای مرضیه سلام اللّه علیها بهترین الگو برای زنان مسلمان است. رفتار حضرت زهرا سلام اللّه علیها با شوهر در عالی ترین مرحله صفا و مهربانی بود. نه تنها هرگز خاطر شوهر را نرنجاند بلکه یاوری مهربان برای او بود.
در کتاب های بحارالانوار در جلد 43، ص 134، کتاب کشف الغمّه، جلد 1، صفحه 492 و کتاب بیت الاحزان، صفحه 37 آمده است:
حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «سوگند به خدا، من زهرا سلام اللّه علیها را تا آن زمان که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نساختم و در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم. او نیز هیچ گاه مراخشمگین نکرد و عملی از او سرنزد تا باعث ناخشنودی من شود.
و هم چنین نقل است که امام علی علیه السلام فرمود: «هرگاه به چهره ی او«زهرا سلام اللّه علیها » نگاه می‌کردم هرگونه غم واندوه از من برطرف می‌شد»

توجه مسابقه و رقابت های سازنده برای شخصیت بخشی به فرزندان
روبه رو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم نمودن امکان رقابت برای آنها موجب اعتماد به نفس آنان می شود. اعتماد به نفس که نقطه مقابل حس حقارت و خودکم بینی است، به قدری ارزشمند و سرنوشت ساز است که اولیای کودک باید به هر قیمتی که شده این حس را در کودک خود به وجود آورند، چرا که در غیر این صورت، کودکِ دلبند خود را بدون هرگونه سلاح به میدان نبردی فرستاده اند که قدرتمندان زیادی در این میدان به زمین خورده اند. به نوشته بعضی از روان شناسان، یکی از عمده ترین اهداف در تربیت کودکان، ایجاد نوعی احساس واقعی اعتماد به نفس است.
در کتاب نهج الحیاه در صفحه 45 آمده است:
چگونه زیستن و معاشرت کردن با همسر و فرزندان و سامان بخشی به امور خانه و زندگی که در حیات طیبه حضرت زهرا(س) بود، به عنوان «الگوی خانواده ها» خانه و خانواده او را به عنوان یک «خانواده الگو» مطرح ساخته است.
حضرت زهرا(س) برای ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان خود آن‌ها را وادار و تشویق به مسابقه و ورزش می‌کرد.

‌محبت به فرزندان
درس محبت در خانه حضرت زهرا سلام اللّه علیها بطور کامل ارائه می‌شد و آن حضرت که خود ازسرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم سیراب شده و قلبش کانون محبت به همسر و فرزندانش بود در این جهت نیز وظیفه مادری خود را به بهترین شکل انجام می‌داد.
در کتاب الگوهای رفتاری تربیت فرزند حضرت زهرا(س) در صفحه 14 آمده است:
سلمان فارسی می‌گوید: روزی حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها رادیدم، که مشغول آسیاب کردن غله است. فرزندش حسین علیه السلام به گریه افتاد و بی‌تابی می‌کرد.عرض کردم : برای کمک به شما ، غله را آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ حضرت فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم. شما آسیاب را بچرخانید.
حضرت زهرا سلام اللّه علیها از همان آغاز کودکی فرزندانش ، عبادت خدای تعالی را در روح و روان آنها تثبیت کرد و خوی پرستش خدای یکتا را در فطرت لطیف آنها سرشت .

مروری بر وقایع شهادت حضرت فاطمه(س)

شهادت حضرت فاطمه(س) به روایت امیرالمؤمنین(ع) را اینجا بخوانید.

/6262

داریوش، ستاره جدید استقلال شفر

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ داریوش شجاعیان بعد از آمدن وینفرد شفر و به خصوص در نیم فصل دوم متحول شده است. هافبک طراح تکنیکی استقلال این روزها در کنار سرور جپاروف به مرد اول خط هافبک استقلال مبدل شده و روی خیلی از گل‌های تیمش نقش ایفا کرده است. او در نیم فصل دوم دو گل برای تیمش زده و 3 پاس گل برای هم‌تیمی‌هایش فرستاده است. در بازی با نفت آبادان در لیگ، یک گل زد و یک پاس گل داد. در مقابل استقلال خوزستان هم پاس گل داد. به سایپا گل زد و در مقابل پارس جنوبی جم هم گل زد و هم پاس گل داد.

او دیروز هم در مقابل صنعت نفت آبادان خوب بازی کرد. شجاعیان روی گل دوم استقلال عالی عمل کرد. اگرچه روی این گل سوشا مکانی هم در خروج از دروازه مرتکب اشتباه شد اما ضربه نهایی شجاعیان خیلی هوشمندانه بود. او به شکلی نرم و به توپ ضربه زد و ضربه‌اش از بین پاهای مکانی عبور کرد و وارد دروازه شد. شجاعیان البته با اخطاری که امروز گرفت دواخطاره و از حضور در بازی فینال محروم شد.

256 43

 

اصغرزاده:اصلاح طلبان3گروهند؛ امنیتی ها،اولویت دهندگان به اقتصاد،حامیان دمکراسی/روحانی از نوع اول است

بخشهایی از مصاحبه را می خوانید:

 

اگر بپذيريم كه بخشي از جامعه ايران دچار يأس و سرخوردگي است سهم شما در به وجود آمدن اين شرايط چقدر است؟

خيلي زياد است. من قبل از انقلاب با مستبد مبارزه كردم و اين
اشتباه بود. من بايد با استبداد مبارزه مي‌كردم. اين اشتباهي است كه نسل من
مرتكب شد. همه انرژي نسل ما خلاصه مي‌شد در اينكه اگر ما به نص و اصل
برگرديم، مي‌توانيم دنيا را بهشت كنيم. اين شعار بازگشت به خويشتن بود. همه
ذهن جلال آل‌احمد هم اين بود كه همه زيبايي‌ها و خوبي‌ها اينجا است. اينجا
كجاست؟ جايي كه فرد نيست. دكتر شريعتي هم همين‌طور بود. نسل ما اينطور
بود. من عاشق فيلم‌هاي ضد خان يا روستايي بودم. شعري كه راجع‌ به روستا و
ضد شهر بود. شهر، مدرنيته، صنعت، غرب همه اينها به عنوان مظهر پلشتي در ذهن
ما شكل مي‌گرفت. خلق، خلق قهرمان، توده مردم، روستايي‌ها… سادگي
روستاها، بازگشت به آنچه مربوط به گذشته است و احتمالا در صدر اسلام همه
اينها بوده است. اين نوع نگاه باعث مي‌شد ما با ديگري مرزبندي داشته باشيم و
اين ديگري، غرب است. من وقتي برمي‌گردم به نص و گذشته اعتماد به نفس پيدا
مي‌كنم و به آرامش مي‌رسم و مي‌توانم بهشت ايجاد كنم. اين اتفاقي است كه در
هر انقلابي شكل مي‌گيرد و در يك انقلاب ديني قطعا بيشتر از همه.

برخي مي‌گويند دموكراسي، قرباني امنيت مي‌شود؛ آيا سال 58 استقلال‌طلبي شما بر دموكراسي‌‌خواهي مقدم شد؟

بعد از جنگ دموكراسي را قرباني توسعه اقتصادي كرديم. يعني
گفتيم كه بايد توسعه سياسي داشته‌باشيم به ما جواب دادند كه توسعه اقتصادي
مهم‌تر است. البته كار بسيار ارزنده‌اي بود كه آقاي هاشمي، اقتصاد را وسط
دعوا گذاشت و گفت اقتصاد مهم است. اين حرف مهمي بود. اما اينكه ما
مي‌پذيرفتيم نسخه تجويز شده بانك جهاني را غلط بود. اگر ساعت 12 بانك جهاني
مي‌گفت از اين مسير برويد مي‌گفتيم كارشناسان گفتند و درست است و 12 و 10
دقيقه در مسير بوديم. اما وقتي صحبت از دموكراسي مي‌كرديم، مي‌گفتند 200
سال طول مي‌كشد.

اصلاح طلبي در ايران ريشه در جريان چپ عدالت‌خواه دارد؛ اين از چه زماني رخ داد؟

 اصلاح‌طلبان ريشه در جريان چپ دارند. در ابتداي انقلاب
جريان چپ نگران مساله عدالت بود. بعد از دوم‌خرداد 76 كه حادثه بسيار مهمي
بود و مردم دست به انتخاب زدند، جريان اصلاحات سه شاخه شد. اين سه شاخه در
يك ائتلاف نانوشته با يكديگر بودند. اصلاح‌طلبان امنيت گرا يعني
اصلاح‌طلباني كه مي‌گفتند توسعه موخر است نسبت به امنيت. امنيت، وحدت ملي،
همبستگي ملي، وجود يك دولت مقتدر و قوي كه مي‌تواند توسعه را جلو ببرد.
يعني براي اصلاح‌طلبان هم توسعه مهم بود و هم بقا. بخشي از نيروهاي
اصلاح‌طلب به دليل سابقه امنيتي كه داشتند و در نهادهاي نظامي و امنيتي
بودند اين تفكر را تقويت مي‌كردند. الان مظهر اين نگاه شخص حسن روحاني است.
يعني نگاه دولت اين است كه اول دولت، بعد اقتصاد و بعد دموكراسي. دولت
بايد مقتدر باشد. اين حرف درست و ما هم به آن اعتقاد داريم چون دولت اگر
ضعيف باشد نمي‌تواند موتور محرك توسعه در كشور باشد.

يك گروه از
اصلاح‌طلبان هم بودند كه مي‌‌گفتند اول اقتصاد. بايد دولت كوچك شود. اگر
مي‌خواهد امنيت محور باشد اما بايد دولت كوچك باشد و اين دولت كوچك موتور
محرك توسعه و امنيت باشد. دولت كوچك و محدود باعث شد كه واگذاري‌ها شروع
شود. واگذاري صنايع، كارخانجات شعار اصلي‌اي شد كه از طريق واگذاري‌ها بخش
خصوصي را تقويت كنيم. تقويت بخش خصوصي باعث مي‌شود كه اقتصاد رونق پيدا
كرده و دولت كوچك شود. وقتي كه اين اقتصاد رونق پيدا كرد، ثروت و انباشت
ملي ايجاد مي‌شود و به دموكراسي مي‌انجامد. دوستان كارگزاران به همين مساله
اعتقاد داشتند. اصلا دوره هاشمي‌رفسنجاني اين مساله مشهور بود. وقتي از
آقاي هاشمي انتقاد كردم كه چرا آقاي فلاحيان را وزير اطلاعات مي‌گذاريد،
گفت آقاي فلاحيان كسي است كه وقتي مي‌گوييم برو كلاه بياور، سر مي‌آورد. ما
امنيت مي‌خواهيم. اين جمله آقاي هاشمي بود. بنابراين تصور مي‌شد كه دولت
مقتدر كوچك همراه با امنيت و تقويت بخش خصوصي باعث مي‌شود كه بعد از مدتي
بتوانيم دنبال دموكراسي برويم. تئوري اين بود كه يك ساختمان چهار طبقه اگر
بسازيم فونداسيون آن اين است كه دولت مقتدري داشته باشد. طبقه اول اين است
كه امنيت برقرار باشد. يعني دولت تقريبا مثل دولت مطلقه قدرت بي‌نهايتي در
برابر جامعه داشته باشد. طبقه سوم اقتصاد باشد. بعد امنيت كه ايجاد شد،
دولت كه مقتدر شد و اقتصاد به رونق رسيد و ثروت توليد شد، حالا طبقات بالا
به اين فكر مي‌كنند كه دموكراسي چيست. از نظر اينها گاهي دموكراسي مخل
امنيت است.

آيا دموكراسي يك مساله مرحله‌اي است، يعني بايد بعد از امنيت و شكوفايي اقتصادي به سراغش رفت؟

اين شكاف اصلي بين اصلاح‌طلبان است.

نقطه تحليل را به انقلاب اسلامي 57 ببريم. وقتي
انقلاب مي‌شود، ساختارها تخريب شده و فضا براي استقرار ساختارهاي جديد
فراهم مي‌شود. چرا اصلاح‌طلبان خشت اول دموكراسي را حفظ نكردند تا امروز به
دموكراسي تدريجي فكر نكنند؟

اگر اصلاح‌طلبان ميراث‌دار جريان چپ و خط امام هستند
بايد به اين سوال پاسخ دهند كه چرا در ابتداي انقلاب نسبت به آزادي‌ها
بي‌توجه بودند. آزاديخواهي دموكراسي و مبارزه با استبداد، بخشي از شعارهاي
انقلاب بوده است. چرا به نفع شعارهاي ديگر كوتاه آمدند. البته اصلاح‌طلبان
توجيه مي‌كنند. من هم گاهي اين توجيه را مي‌كنم. شرايط اول انقلاب نياز به
اين داشت كه كشور متحد بماند تا دولت مقتدري شكل بگيرد و آن بحران واگرايي
كه بعد از انقلاب به وجود آمده بود، جمع شود. انقلاب يك رهبري كاريزما
داشت. بنابراين توده‌هاي مردم به آن رهبري اعتقاد داشتند. اوج طراحي و
دولت‌سازي در قانون اساسي خود را نشان داد. اين قانون اساسي مظهر اراده و
خواست انقلابيون بود. مي‌بينيم كه خيلي مترقي است. همين اصول مترقي در 80
شهري كه تظاهرات شد، باعث شد خيلي از مقامات بگويند كه ما اعتراض را قبول
داريم. اغتشاش را قبول نداريم. اينكه مردم ناراحت هستند و بايد ببينيم چه
مي‌خواهند. نكته مهم اين است كه حق اعتراض و تجمع و راهپيمايي كه خود
انقلاب 57 محصول همين‌ها بود، با اينكه در قانون اساسي هم بود، مورد غفلت
قرار گرفت. آن هم توسط همه گروه‌ها فراموش شد. تظاهرات و اجازه اعتراض و
اعتصاب به هيچ‌يك از نيروها داده نشد. در صورتي كه ذات دموكراسي در اين است
كه مردم مخالفت خود را با صداي بلند اعلام كنند. مخالفت نبايد انكار شود.
مخالفت باعث تضعيف نظام سياسي نمي‌شود. مخالفت مي‌تواند نظام سياسي را
مقتدر كند اما هميشه كساني كه رييس‌جمهور مي‌شدند و به مجلس مي‌رفتند در
همه اين ادوار مي‌گفتند، مردم ساكت باشيد تا من برنامه‌ها را جلو ببرم.
بنابراين عده‌اي معتقدند كه توسعه بايد اقتصادي باشد، برخي امنيت‌محور
بودند و برخي معتقدند كه دولت بايد دولت مقتدر با موتور محرك توسعه باشد.
بحث من توسعه سياسي است. ما بايد نهادهاي مدني را تقويت كنيم؛ آزادي
مطبوعات و احزاب سياسي را جدي بگيريم. به اين مساله در دولت آقاي خاتمي
توجه شد اما در دولت احمدي‌نژاد از بين رفت. در دولت اعتدالي آقاي روحاني
جنبه‌هاي ائتلافي پر‌رنگ شد و اصلاح‌طلبان پذيرفتند كه به نفع نيروهاي
موتلف خود كه نيروهاي ميانه‌رو بودند، سكوت كنند و حتي نظارت استصوابي
تعداد زيادي از كانديداهاي‌شان را رد كرد اما آنها سكوت كردند.

 

45302

آیا توصیه‌های خانم کارشناس خانواده در تلویزیون یزد، غیرشرعی است؟

ویدئویی
از صحبت های یک کارشناس خانواده در شبکه استانی یزد پخش شده که علاوه
بر پربازدید بودن در شبکه های اجتماعی، بازتاب های فراوانی داشته و حتی
باعث عذرخواهی شبکه استانی یزد هم شده است. کارشناس خانواده این برنامه در
ویدئوی 3دقیقه ای منتشر شده از این برنامه می گوید: «کاری که از خانم ها
می خواهم انجام بدهند و مطمئن هستم که در برابرش جبهه می گیرند، این است
اگر می خواهند تا یک ماه مردشان شارژ باشد، از تشت آب استفاده کنند. یک تشت
آب ولرم که چندتا گلبرگ روی آن ریخته یا گلاب و نمک دریایی که برای کاهش
استرس خوب است در آن می ریزیم و اگر بخواهیم خیلی کولاک کنیم، به جای آب در
تشت، شیر می ریزیم. سپس از شوهرتان بخواهید پاهایش را در تشت بگذارد و
شروع به ماساژ پاهای وی کنید تا معجزه اش را در زندگی تان ببینید. به
شوهرتان بگویید که آقایی می خواهم جادوی عشقت کنم. همان طور که ماساژ
می دهید، یک بوسه هم بر پای شوهرتان بزنید. حتی اگر شاغل نیست و در خانه
معطل می چرخد یا اصلا دست بزن دارد و حتی اگر معتاد هم هست ایرادی ندارد،
روند ماساژ، شیر و بوسه را متوقف نکنید تا نتیجه اش را ببینید…»

اولین مرحله کنکور آزمایشی با شرکت 9هزارو 500 دانش آموز لرستانی

به گزارش خبرآنلاین لرستان، نصراله بازگیران با اعلام این خبر افزود: این کنکور آزمایشی با هدف آمادگی بیشتر دانش آموزان و آشنایی آنان با نحوه سوالات کنکور وافزایش مهارت تست زنی در آنان برگزار شد.

وی خاطر نشان کرد: در این کنکور آزمایشی دانش آموزان پایه پیش دانشگاهی در رشته های تجربی ، ریاضی ، انسانی و معارف شرکت کردند.

بازگیران تاکید کرد: در این آزمون دانش آموزان به 100سوال از دروس عمومی که شامل عربی، ادبیات فارسی ، زبان خارجه و دین و زندگی پاسخ دادند.

وی در پایان سخنان خود کنکور را مهمترین رویداد در زندگی دانش آموزان عنوان کرد و گفت: این رویداد علمی می تواند تاثیرات مهمی در آینده دانش آموزان ؛ کارو اشتغال آنها داشته باشد و باید برای آمادگی بیشتر دانش آموزان در کنکور برنامه ریزی کرد.

 

46

 

11سد در لرستان با کمبود منابع آبی مواجه هستند

به گزارش خبرآنلاین لرستان، دکتر رضا میرزایی افزود: شدت تبخیر آب در کشور ما 3 برابرنسبت به کشورهای جهان است.

مهندس میرزایی در زمینه ی اینکه بارنده گی در کشور ما نا متوازن است گفت: ما در سطح کشور با نوسانات بارنده گی مواجه هستیم که این امر باعث شده ذخایر آبی یکسان نداشته باشیم و توسعه در بخش کشاورزی را با چالش مواجه کند به عنوان مثال بارنده گی در منطقه شمال بیشتر ازسایر مناطق دیگر کشور است واز طرفی مناطق کویری داریم که شاهد بارنده گی مطلوبی نیستیم.

وی نیز در خصوص شرایط استان لرستان به لحاظ بارنده گی گفت: در استان لرستان شرایط اقلیمی متفاوتی حاکم است هر سال در استان شاهد کاهش بارنده گی هستیم وآمار نشان می دهد دریک میانگین کلی طی سالها با اتمام آب چشمه ها و برخی از رودها وچاه ها هستیم.

میرزایی در ادامه درخصوص سد های موجود دراستان گفت: حدود 11سد در استان داریم که اکثر آنها با کمبود منابع آبی مواجه هستند وحتی برخی از آنها به طور کلی خالی از منبع آبی می باشند.

وی در مورد وضعیت فعلی سد کشکان گفت: اگر سد کشکان مدیریت نمیشد کاملا خشک می شد ؛الان نیزتنها سدی که سد کشکان را به لحاظ آبی تامین میکند سد ایوشان است واین نشان از بحران جدی آب در استان است و پیش بینی می شود در زمینه آب شرب نیز مشکلاتی اساسی خواهیم داشت.

وی تصریح کرد: ما باید مشکلات منابع آبی در استان را بپذیریم و در همین راستا باید برنامه ریزی کنیم تا در چند سال آینده با بحران جدی مواجه نشویم.

در پایان مدیر عامل آب منطقه ای لرستان در زمینه فرهنگ مصرف آب گفت : متاسفانه ما با عدم رعایت و فرهنگ درست مصرف آب مواجه هستیم در کشور ما 92 درصد آب در زمینه کشاورزی مصرف می شود که این با استانداردهای مصرفی در جهان متفاوف است در کشورهای توسعه یافته این مصرف 70درصد است و اکثر کشت های ما در بخش کشاورزی کشت های آب دوست است که دراین زمینه باید چاره ای اندیشه شود و با مشارکت مدیریت جهاد کشاورزی باید این مسله را مدیریت کنیم.

46