بزه دیدگان جرائم جنسی را دریابید

یکی از عوامل
مهم بزهکاری افراد، علی الخصوص مرتکبین جرایم جنسی، موضوع بزه دیدگی آنها در ایام
کودکی و نوجوانیست. بنظر لازم می آید مسئولین در مورد درمان چنین بیماری های روحی
و روانی حاصل از بزه دیدگی که در نهایت منجر به مجرمیت و ارتکاب اعمال ناشایست از
سوی بزه دیدگان چنین جرائمی می شود طرحی نو دراندازند.

در برنامه های
مربوط به بودجه های کلان کشور لازم است چنین ردیفی را فراهم کنند تا در مسیر درمان
آنها علی الخصوص قبل از ارتکاب، مواردی مورد بازنگری و با جدیت بسیاری مورد واکاوی
قرار گیرد. نوعا افرادی که دچار انواع خشونت ها و تجاوزات جنسی شده اند به شدت در
معرض ارتکاب همین جرایم در دوران جوانی و بزرگسالی هستند. هرچند بافت ذهنی و موارد
مذهبی حاکم بر جامعه ی امروز در این موارد بسیار محتاط عمل کرده و حتی بسیاری از
چنین بزه دیدگانی، جرات مطرح کردن آن را نداشته و همین مخفی کاری در بزرگسالی آنها
را وادار به گرفتن انتقام کور از سایرین می کند. اگر چنین مراقبتهایی از آنها صورت
نگیرد چه بسا آنها را در ورطه ی سقوط به این جرائم تشدید نیز نماید. شاید نشود اسم
چنین اموری را پیشگیری گذاشت، اما به هرحال مهم تشخیص و حمایت از چنین بزه
دیدگانیست که خود خطر بالقوه ای در مجرمیت آتی آنها خواهد بود. معمولا این افراد
(بزه دیدگان جنسی) حتی با مجازات مرتکبین نیز تسکین نمی یابند و مدام در فکر گرفتن
انتقام از جامعه هستند به این مهم درد ناشی از تحمل خود جرم را نیز باید اضافه
نمود. در چنین حالتی عملا آنها افرادی غیر قابل کنترل خواهند شد، از همین رو
مراقبت ویژه از آنها برای نیل به آرامش روحی بسیار مهم و حیاتی می باشد.

به نقل از یکی
از بزرگترین جرم شناسان کشور (استاد دکتر نجفی ابرند آبادی)، قربانی در جرائم جنسی
مانند تجاوز به عنف، زنا با محارم، لواط و… ، علاوه بر خسارت مادی، خسارت روانی شدید
را متحمل می شود و نیاز به کمک و حمایت روانی دارد که این امر مستلزم یک فرایند تخصصی
درمان و التیام می باشد. به این مهم باید اضافه نمود که بسیاری از قربانیان چنین
جرائمی، شرطی شده و در مقابل ارتکاب همین جرائم قدرت کنترلی مناسبی بر خویش
ندارند. ضمنا برخی از آنها علی الخصوص افرادی که در قبال پول تن به هرزگی می دهند
در میان مدت دچار انواع بیماری های روحی و روانی شده و عملا افرادی هستند که جامعه
نمی تواند آنها را در خود بپذیرد و همین موضوع یکی از تشدیدکنندگان بیماری های
قبلی آنها بوده و عملا درمان آنها را غیر ممکن می سازد. چرا که آنها به راحتی برای
فرار از درمان و تسکین خود (هرچند خودکرده را تدبیر نیست) روی به انواع مواد مخدر
و الکل می آورند که همین بر غرق شدگی سریع آنها مهر نهایی را می زند.

بنظر با تدوین روشهای صحیح آموزش های جنسی و جنسیتی
در دوران نوجوانی و حتی کودکی می توان در تشخیص ، کنترل و حتی آستانه سنجی میزان
لغزش های احتمالی افراد در چنین مواردی از تبدیل شدن آنها به عناصر سربار جامعه
جلوگیری نمود و زندگی آرامش بخشی را به آنها هدیه داد. این مهم محقق نمی شود مگر
با یک فرهنگ سازی مناسب و همه جانبه از سوی کلیه متولیان آموزشی و قضایی کشور.    

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *